جمعی از برادران فعال در بخش تبلیغاتی بارگاه ملکوتی حضرت سیدالشهدا و حضرت اباالفضل العباس علیهما السلام در شهر مقدس قم با مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی دام ظله دیدار کردند. در این دیدار، آقای (رضوان السلامی) رئیس تحریریه مجله (صدی الروضتین) به اختصار، پاره ای از فعالیت های تبلیغاتی دو آستان مقدس حضرت سیدالشهدا و حضرت اباالفضل علیهما السلام را بر شمرد.

آنگاه مرجع عالی قدر، ضمن بیاناتی ارزشمند فرمود: شرایط امروز، با گذشته بسیار متفاوت است، چرا که در آن روزگار، اگر انسانِ مؤمنی حدیثی در فضایل اهل بیت علیهم السلام باز می گفت، کشته می شد، اما امروز وضعیت به گونه ی دیگری است و آزادیِ نسبی وجود دارد. بنابراین بکوشید کانالی ماهواره ای به نام «الکفیل» ویژه ی حضرت اباالفضل العباس علیه السلام تأسیس کنید.

معظم له افزودند: یکی از دوستان فعال در امور ماهواره می گفت، در حال حاضر حدود سه هزار شبکه ماهواره ای فعالیت می کنند که برخی از آن ها به اشخاص اختصاص دارد و به معرفی آن ها می پردازد که از نظر رتبه و منزلت، یک هزارم مقام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام را ندارند. این در حالی است که سرورمان حضرت عباس علیه السلام شخصیتی جهانی، دنیوی و اخروی است که اگر مردم، با شخصیت جهانی و سیره ی حضرتش آشنا شوند، بسیاری از آنان به سوی نور و نورانیت اهل بیت علیهم السلام رهنمون خواهند شد. از این رو تأسیس شبکه ای ماهواره ای ویژه ی آن حضرت، سخت ضرورت دارد و بهترین و سزاوارترین افراد به رساندن پیام و رسالت آن حضرت به جهانیان، شمایید.

آن گاه معظم له گوشه هایی درخشان، عطرآگین و منحصر به فرد سیره ی مولای مان رسول خدا صلی الله علیه وآله و شیوه حکومتی حضرتش در مدینه ی منوره و نیز تأثیر آن در گرویدن دسته دسته ی مردم به اسلام را بیان کرد.

ایشان با بیان داستانی درباره ی آثار و برکات خدمت به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام سخنان خود را به پایان برد. معظم له داستان را این گونه بیان فرمود: زمانی که در کربلای معلا زندگی می کردیم، کودکی از خاندان ما توسط ماشین دچار حادثه شد و استخوان پایش خرد گردید. یکی از دوستان فردی را به نام حاج طالب برای معالجه به من معرفی کرد. کودک حادثه دیده را نزد او بردم و پس از آن که شکسته بند کار خود را تمام کرد، در مورد مزد کارش از او سؤال کردم، او گفت: هر چه بدهی، قبول می کنم.

پس از چندین بار اصرار، جواب او همان یک سخن بود. مبلغ یک دینار عراقی را که در آن روز قدرت خرید بالایی داشت به او دادم. پول را از من گرفت و گفت: این مبلغ را با سرورمان حضرت عباس علیه السلام نصف می کنم.

دلیل سخنش را از او پرسیدم، گفت: در گذشته روزگارم به سختی می گذشت تا آن جا که گاهی چند روز می گذشت، ولی پولی برای خریدن حتی یک قرص نان به دست نمی آوردم.

روزی به زیارت سرورمان حضرت اباالفضل العباس علیه السلام رفتم و در آستان ملکوتی اش به درگاه خدای متعال متوسل شده، حضرت باب الحوائج را نزد خدای منان شفیع قرار دادم، آن گاه به درگاه خدای سبحان عرضه داشتم: اگر اوضاع معیشتی و مالی ام بهبود یابد، درآمد خود را با حضرت اباالفضل علیه السلام تقسیم خواهم کرد.

خدای مهربان نیز دروازه های لطف خود را بر من گشود و روزی ام وسعت یافت و در حال حاضر به لطف و  وعنایتش دارای چهارخانه، چهارباغ، چهار همسر و این مغازه هستم.